salam . ahle doooriuo doosti ya hamoon doostiye majaziuo neti ya chati khaili nistam . age mayel be doostiuo nazdikiuo ..... hastin befarmaein . Hi . I want a GF 4 relationship & activity partner . would u ?
 
علی
شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو.
احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو.
از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم . پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو.
باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ، قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو.
چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن . حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو.
جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد. قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو
 
...............هيچ.و
گاهی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن...
 
イランメディ
تو به من خنديدي و نمي دانستي ....
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم .....
باغبان از پي من تند دويد ..
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي
و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا
باغچه كوچك ما سيب نداشت !!
****
***
من به تو خنديدم چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من
و سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت:
برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم
و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چه مي شد
اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
 
...............هيچ.و
گویند خدا همیشه با ماست ./ ای غم نکند خدا تو باشی!
 
イランメディ
زیر ژلکت سایبانم می دهی
سوختمآیا امانم می دهی
بعد از این بی من نمیمانی بگو
در کنارت آشیانم می دهی ؟
ای جواب پرسش بی پاسخم
عشق را آیا نشانم می دهی...؟
[گل]
...

Happy birthday
 
イランメディ
آن که مست آمد ودستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت...
[گل]
...
 
イランメディ
به سکوت لبخند مي زنم

او هم به من

کم کم

به زندگي در کنار هم…

عادت کرده ايم
 
...............هيچ.و
لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم ، غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند . دکتر شریعتی
http://www.artistsindevon.com/water/water_1.htm
 
...............هيچ.و