| |
 |
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست ِ اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست ِ اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست ِ اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست ِ اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست ِ پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم عزیزم.
| | | | | | | | | | | | | | | | او خندهها و خاطرهها را ندیده بود
بی اعتنا نبود . نه ... ما را ندیده بود
در اوج عشق بود و خودش هم خبر نداشت
مثل پرندهای که هوا را ندیده بود
جایی برای گریه و جایی برای خواب
بر شانههام ، این همه جا را ندیده بود
میگفت : «در جهان کسی عاشقتر از تو نیست »
| | | | | | | | | | | | | | | | از خدا پرسيدم:خدايا چطورمي توان بهتر زندگي کرد؟
خدا جواب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير!
با اعتمادزمان حال را بگذران وبدون ترس براي آينده آماده شو!
...
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز!
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن!
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد..... | | | | | | | | | | | | | | | | بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند ، قاب عکس توست اما شیشه عمر من است ، بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند ، تار موی توست اما ریشه عمر من است .
| | | | | | | | | | | | | | | | در يونان با ستان ، سقراط تا حد زيادي به دانشمندي اشتهار داشت. روزي يكي از آشنايان فيلسوف بزرك به ديدارش آمد و گفت : ميداني درباره دوستت چه شنيده ام ؟
سقراط جواب داد : يك دقيقه صبر كن ، قبل از اينكه چيزي بگويي مي خواهم امتحان كوچكي را بگذروني كه به آن تست فيلتر سه گانه مي گويند.
آشنا : فيلتر سه گانه ؟
سقراط ادامه داد : قبل از اينكه با من درباره دوستم صحبت كني، شايد بد نباشد كه چند لحظه صبر كني و چيزهايي را كه مي خواهي بگويي فيلتر كني . به همين خاطر به اين امتحان، تست فيلتر سه گانه مي گويم.
اولين فيلتر، حقيقت است. تو كاملا مطمئني مطالبي كه مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟ مرد گفت : نه، درحقيقت من همين الان درباره اش شنيدم و... . سقراط گفت : بسيار خوب، پس تو واقعا نمي داني كه حقيقت دارد يا خير.
حالا دومين فيلتر را امتحان مي كنيم، دومين فيلترنيكي است. چيزي كه مي خواهي راجع به دوست من بگويي، مطلب خوبي است؟ مرد جواب داد: نه، كاملا برعكس ... . سقراط ادامه داد: خُب، پس تو مي خواهي به من راجع به او چيز بدي بگويي اما دقيقا از درستي آن مطمئن نيستي.
هنوز بايد امتحان را ادامه دهي چون هنوز يك فيلتر باقي مانده: فيلتر فايده. مطلبي كه مي خواهي راجع به دوستم به من بگويي، فايده اي براي من دارد؟مرد جواب داد: نه، نه واقعاً. سقراط نتيجه گيري كرد : اگر چيزي كه مي خواهي به من بگويي نه حقيقت است نه خوبي دارد و نه فايده اي دارد، پس چرا اصلا بگويي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ | | | | | | | | | | | | | | | | | آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد کرد. | | | | | | | | | | | | | | | | می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره
| | | | | | | | | | | | | | | | روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم ، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم ، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد ، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم ، با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را ، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم .
| | | | | | | | | | | | | | | |
|
|
|
|
|
|
|