تو این دنیا هر کسی یه نیمه گم شده داره که فقط لایق همونه
پس سعی نکن در ساختن پازل زندگیت تقلب کنی
 
محمود
tavalodeto pisha pish behet tabrik migam""ishalah 120 sal zire saye khanevadat sahiho salem zendegi koni""movafagho sar boland bashi
 
»-(¯v´¯)-»ميثم
وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخش...
 
هستی
چه کسي گفت: «خداوند شبان همه است
و برادرها را تا ته درۀ سبز رهنمون خواهد بود.»

من شبان رمۀ خود بودم
و کسي آن بالا
خود شبان من معصوم نبود.

غفلت من رمه را از کف داد
غفلت او شايد
هم از ايندست مرا
هم از ايندست تو را
رمه را
همه را . . .
 
هستی
تو را بانو ناميدم ام

بسيارند از تو بلندتر

بسيارند از تو زلال تر

بسيارنداز تو زيباتر



اما بانو تويي!!!

پابلو نرودا
 
ramin
عکستو امشب دوباره توی آسمون کشیدم
توی چشمای قشنگت باز همه دنیامو دیدم
شیشه تنهاییمو من واسه عشق تو شکستم
قصه از اینجا شروع شد که دلم رو به تو بستم
بیش از این فکر می کردم با تو خوکرده نفس هام
تو رو می خوام قد دنیا تکیه کن به قلب تنهام
تو همونی که یه عمری گشتم و پیت دویدم
تا غروب رفتم و این بار به طلوع رسیدم
دستتو گذاشتی آخر تو این دستای سردم
حالا وقتشه بدونی که چقدر عاشقت هستم!!


 
رضا
تو رو تو گریه می بوسم ، تو رو که غرق لبخندی
رو این حالی که من دارم ، چرا چشماتو می بندی

بذار این آخرین روز رو تمام باورت باشم
بذار فردا تو این خونه ، تو آغوش تو پیدا شم

نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری

نمی دونی چه آشوبم از این آرامش خونه
از این رویای شیرینی که می دونم نمی مونه
چه قدر این حس من خوبه ، همین که از تو می میرم
همین که هر نفس امشب ، هوامو از تو می گیریم

نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب ، تو هم حال منو داری

نمی دونی چه آشوبم از این آرامش خونه
از این رویای شیرینی که می دونم نمی مونه
چه قدر این حس من خوبه ، همین که از تو می میرم
همین که هر نفس امشب ، هوامو از تو می گیریم


 
رضا
چشمهایم برای تو ...!

تا خود را ..

از دریچه ای بنگرم !

که هرگز مرا ..

ندیده است..!!
 
رضا

مبر تو زیادم به یاد تو شادم ز گوشه بامت پریده منم

چو گریه مستان به ناله پنهان ز شمع ندامت چکیده منم

شکسته و نالان چو درد غریبان چو خار بیابان تو خارم مکن

به قهر عزیزان به سوز زمستان اسیر غم روزگارم مکن

دشت جگر سوزه چشم ترم یه بوته خشکم که بی ثمرم به ظلمت غم پا نهاده منم

تویی نفس من در این دم آخر چگونه شود از تو دل بکنم

از این قفس غم نفس نفس آیم به سوی تو و بال و پر بزنم

گر بیایی و پرسی ز لاله و دشت خاک من به تو گوید گذشته گذشت

دلی که شکسته تو سینه ی تنگ برای تو بوده نگاه قشنگ



 
رضا
وقتی تنهاييم...دنبال يک دوست می گرديم.
وقتی پيدايش کرديم دنبال عيب هايش می گرديم.
وقتی از دستش داديم دنبال خاطراتش می گرديم...
و باز تنهاييم.
ارادتمند.داريوش
 
کوروش

 ۱ ۲ ۳