| |
 |
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
سبزترین لحظه ها٬ تقدیم به گوشه لبخند فرشته های زمینی٬ که با تمام وجود سختی ها وناملایمتی ها٬ بازهم گوشه چشمی به خوشی های روزگار داراند.
بانوی ایرانی روزت مبارک.
| | | | | | | | | | | | | | | |
باز هم آرام و با تردید
من میان خلوتی غم دار
یک دروغ تازه می سازم
یک دروغ تازه از عشقی که می دانم
روزها در تابش تاریک منحوسش
رنگ می بازم…
خوب می دانم دروغم را
که دروغی کودکانه محض امید است
آنچه می خواهم از این دنیا
نرمی لبخند و یک احساس جاوید است
آری آری من دروغم را
با صدای شعر می سازم
یک دروغ مهمل بی پایه و بنیاد
من دلم را با همین هم شاد می سازم
وای از آن روزی که فرداها
بر ملا سازند رازم را
شرمسار از پاکی قلبی که می فهمد
آنچه می پنداشت نیست جز رویا
| | | | | | | | | | | | | | | |
وقتی بزرگ می شوی دیگر خجالت می کشی به گربه ها سلام کنی و برای پرنده هایی که آوازهای نقره ای می خوانند دست تکان دهی
خجالت می کشی دلت شور بزند برای جوجه قمری هایی که مادرشان بر نگشته، فکر می کنی آبرویت می رود
اگر یک روز مردم ـ همان هایی که خیلی بزرگ شده اند ـ دل شوره های قلبت را ببینند و به تو بخندند وقتی بزرگ می شوی دیگر نمی ترسی که نکند فردا صبح خورشید نیاید،حتی دلت نمی خواهد پشت کوه ها سرک بکشی و خانه خورشید را از نزدیک ببینی
دیگر دعا نمی کنی برای آسمان که دلش گرفته،حتی آرزو نمی کنی کاش قدت می رسید و اشکهای آسمان را پاک می کردی!
وقتی بزرگ می شوی قدت کوتاه می شود
آسمان بالا می رود و تو دیگر دستت به ابرها نمی رسد و برایت مهم نیست که توی کوچه پس کوچه های پشت ابرها ستاره ها چگونه بازی می کنند
آنها آنقدر دورند که تو حتی لبخندشان را هم نمی بینی و ماه ، همبازی قدیم تو آنقدر کمرنگ می شود که اگر تمام شب را هم دنبالش بگردی پیدایش نمی کنی
وقتی بزرگ می شوی دور قلبت سیم خاردار می کشی و درمراسم تدفین درخت ها شرکت می کنی و فاتحه تمام آوازها و پرنده ها را می خوانی
و یک روز یادت می افتد که تو سال هاست چشمانت را گم کرده ای و دستانت را در کوچه های کودکی جا گذاشته ای ،
فردای آنروز تو را به خاک می دهند ومی گویند:
خیلی بزرگ شده!
| | | | | | | | | | | | | | | | | رنگين كمان پاداش كسي است كه تااخرين قطره زيرباران بايستد! | | | | | | | | | | | | | | | | ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه
دیوانه ی مهربانی تؤام….
ای بهترین چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر شد که دنیای من شدی...
پس برای من بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنی...
تولدت مبارک...!
| | | | | | | | | | | | | | | |
با تو آنقدر آرامم که گاهی حتی یادم می رود نفس بکشم | | | | | | | | | | | | | | | | “اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی،
می توانستم به آسمان بروم
و ستاره ای بچینم،
آسمان شب
دیگر مثل کف دست بود.” | | | | | | | | | | | | | | | | | فدااااااااااای تو جیگرررررم | | | | | | | | | | | | | | | | عید ما آن روزی است که محصول یک سال دهقانی غذای یک شب اربابی نباشد.
دکتر علی شریعتی
(با این تفاسیر بازهم عیدتون مبارک) | | | | | | | | | | | | | | | | دیرگاهیست که تنها شده ام،
قصه غربت صحرا شده ام،
وسعت درد فقط سهم من است
باز هم قسمت غمها شده ام،
من که بی تاب شقایق بودم
همدم سردی یخها شده ام،
کاش چشمان مرا خاک کنید
تا نبینم که چه تنها شده ام ! | | | | | | | | | | | | | | | |
|
|
|
|
|
|
|