فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست
 
سيده الهه
فرشته از شیطان پرسید: قویترین سلاح تو برای فریفتن انسانها چیست؟ شیطان گفت: به آن...ها میگویم «هنوز فرصت هست». شیطان پرسید: قدرتمندترین سلاح تو برای امید بخشیدن به انسانها چیست؟ فرشته گفت: به آنها میگویم «هنوز فرصت هست
 
سيده الهه
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم.
 
سيده الهه
کـــمی رویـــــای نیــلوفـــر بکـــــاریــــم

بیـــا در یــک شــب آرام و مهتــــاب

کمـــی همــصحبــت یک یـاس بــــاشـیم

اگــر صــدبــار قــلبــی را شکــستیــم

بیـــا یــک بــار بـــا احــســاس بــــــاشـــیم
 
سيده الهه
دوري را دوست دارم هر چند که دلتنگ و غريب مي‌شوم اما وقتي دوباره با يک بغل

مهرباني در مي‌گشايي و صدايم مي‌کني، دلم مثل يک کهکشان وسيع مي‌شود.

شب را بخاطر تو دوست دارم که تا تولد سپيده صبح، دلواپس نيامدنت باشم. کسي

که عاشق باشد مي‌داند که تمام طعم عشق به دلشوره‌هاي شبانه است. دوست

دارم هميشه شبها تو را کم داشته باشم، تا وقتي چشم بر روي هم مي‌گذارم

خوابت را ببينم و چشم که باز مي‌کنم در صبحي دوباره تو را به نظاره بنشينم.
 
بهار
رفتی وخاطره های تو نشسته تو خیالم

بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم

یاد من نبودی امّا من به یاد تو شکستم

غیر تو که دوری از من

دل به هیچ کسی نبستم

هم ترانه یاد من باش

بی بهانه یاد من باش

وقت بیداری مهتاب

عاشقانه یاد من باش

اگه باشی با نگاهت می شه از حادثه رد شد

می شه تو آتیش عشقت گُر گرفتن و بلد شد

اگه دوری، اگه نیستی نفس فریاد من باش

تا ابد، تا ته دنیا ، تا همیشه یاد من باش

......

 
بهار
باور مدار جز تو و عشق تو درسر است

عشقت هرآنچه هست طلوعی مقدر است

من دوست دارمت به خدا،با تمام قلب

این حرف تازه نیست،ولی نامکرر است

شادم از اینکه بی تو به هرجا گذر کنم

تصویر تو نهاده شده در برابر است

من با توام همیشه مگر فرق می کند

پنداشتی که بی تو دلم جای دیگر است؟

من فارغ از خیال تو باشم دقیقه ای؟

در عالم خیال هم این نامیسر است

سرمی کشد گلاب و گل از هر کلام من

اینجا بوی عشق توست که در من معطر است
 
بهار
در سراشیبی تقدیر

نام مرا

با نام تو تشنه کرده اند

و رفتنت را

بر دلم داغ نهاده اند

دریغ

از دریایی که در چشمهایت نشسته است

بی آنکه بخواهد

آیینه ها را آبی ببیند

یادگار ردپای انتظارت آمدنت را دریاب

که تکرار آبی ترین زلال ها

در پیوسته ترین اشتیاق های رسیده ی ابدیت

تو را تداعی می کند

برو به فکر من نباش

برو به پای من نسوز

برو به فکر من نباش

من یه جوری سر میکنم

زندگی رو با سختیاش........ا

با که درددل کنم؟

با کسی که پرنده بود برام؟

با کسی که اشیانه بود

دلم به چه خوش بود

کاشکی پرنده پر نداشت

از پریدن خبر نداشت

درخت باغ آرزوش

دغدغه تبر نداشت



 
بهار
توی لحظه های من شیرینترینی

واسه عشق و عاشقی تو بهترینی

کاش همیشه محرم دلم تو باشی

تو بزرگی اولین و آخرینی
 
بهار
سلام ارادتمند آقا پويا احمدی
کوجيک شما مهدی هوشمند مروستی
 
مهدی