ماه در اوج آسمان می رود
و ما در گوشه ای از شب
همچنان به گفت و گوی دست ها
گوش فراداده ایم و ساکتیم

و در چشم های هم ، یک دیگر را می خوانیم
در چشم های هم یک دیگر را می بخشیم

و من همه دنیا را در چشم های او می بینم
و او همه دنیا را در چشم های من می بیند

و ما در چشم های هم ساکتیم
و در چشم های هم می شنویم
و در چشم های هم یک دیگر را می شناسیم
یک دیگر را می بینیم

و چشم در چشم هم
گوش به زمزمه ی لطیف و مهربان دست ها خاموشیم
و ماه در اوج آسمان می رود ...
 
مجيد