مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوشرنگ
مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
خوش بگذره
 
روح تنها
خارجیه میره مسجد ، می بینه غذا میدن ، میگه مگه اینجا نماز نمی خونن ؟

میگن اگه نماز میخوای برو دانشگاه تهران ،
میگه مگه اونجا دانشجوها درس نمی خونن ؟

میگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمندانه برو زندان اوین ،
میگه مگه اونجا دزدها و کلاهبردارا رو زندونی نمیکنن ؟

میگن زکی !!
پس مملکتو کی اداره کنه ؟!
 
محسن
راز زندگی ..................!

پسر بچه ی ۸ ساله ای پیش پیر مرد مسنی رفت و از او پرسید : به نظرم مرد عاقل و فرزانه

ای هستی. آیا می توانی راز زندگی را به من بگویی؟ پیر مرد نگاهی به پسر انداخت و
...
گفت:من در طول عمرم خیلی به این مسئله فکر کردم و به نظرم راز زندگی در

چهار کلمه خلاصه می شود:

اول فکر کردن است؛ به ارزشهایی که میخواهی بر اساس آنها زندگی کنی، فکر کن.

... دوم باور کردن است؛ خود را باور کن و بر اساس آنچه فکر کرده ای، عمل کن تا به

ارزشهایی که در سر داری برسی.

سوم آرزو کردن است؛ آرزوی چیزی را بکن که بر اساس باورهایت نسبت به خود و

ارزشهایی که در سر داری باشد.

و چهارم جرئت کردن است ؛ جرئت کن آرزوهایت را بر آورده کنی، آرزوهایی بر اساس باورها

و ارزشهایی که در سر داری و دست آخر والتر دیزنی به پسر بچه گفت : فکر کن ، باور کن ،

آرزو کن ، جرئت کن.................!
 
محسن

ياد اون روزها بخير. وقتى من بچه بودم، مادرم يک تومن به من مى داد و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کيلو سيب زمينى، دو بسته نان، سه پاکت شير، يک کيلو پنير، يک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان ديگه از اين خبرها نيست... !همه جا توى فروشگاه ها دوربين گذاشته اند!!!!!
:)
 
محسن
با دو گروه نباید دهن به دهن گذاشت:

یک. بچه‌سال ها چون کم می‌فهمند.
دو. کسانی که اخبار ِ صدا و سیما را باور می‌کنند چون هیچی نمی‌فهمن!
 
محسن
ه یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را
که تسکین می‌دهد چشمت غم جانسوز تب‌ها را
بخوان! با لهجه‌ات حسّی عجیب و مشترک دارم
فضا را یک‌نفس پُر کن به هم نگذار لب‌ها را
به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!
...تو واجب را به جا آور رها کن مستحب‌ها را
دلیلِ دل‌خوشی‌هایم! چه بُغرنج است دنیایم!
چرا باید چنین باشد؟ نمی‌فهمم سبب‌ها را
بیا این‌بار شعرم را به آداب تو می‌گویم
که دارم یاد می‌گیرم زبان با ادب‌ها را
غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر
برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب‌ها را......
 
محسن
مرسی
 
جوجو

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر است
زندگی شهد گل است ،
زنبور زمان می مکدش
آنچه میماند عسل خاطره هاست
درود بر شما. کورورش
 
کوروش

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي
منم من ، ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم
منم من ، سنگ تيپاخورده ي رنجور
...منم ، دشنام پس آفرينش ، نغمه ي ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم............
مهدی اخوان ثالث
 
محسن
به يادتان می اورم تا بدانيد که زيباترين منش آدمی محبت اوست. پس محبت کنيد چه به دوست چه به دشمن که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست.
(کوروش کبير)
ارادتمند-کوروش
 
کوروش

 ۱ ۲