پلنگ سنگی دروازه‌ های بسته شهرم
مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم

تفاوت‌ های ما بیش از شباهت هاست باور کن
تو تلخی شراب کهنه ای من تلخی زهرم

مرا ای ماهی عاشق رها کن فکر کن من هم
یکی از سنگ های کوچک افتاده در نهرم

کسی را که برنجاند تو را هرگز نمی بخشم
تو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرم

تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من
پلنگ سنگی دروازه‌های بسته شهرم

 
...............هيچ.و
روی هر پله که باشی خدا يه پله از تو بالا تره

نه به خاطر اين که خداست

به خاطر اين که دستتو بگيره...

(دکتر روی)
 
گانگستر
negar jon tavalodet mobarak azizam
 
jijibajio0lmamalek
پیشاپیش تولدت مبارک نگار جان

آرزوم این که که همیشه لبخند روی لبت باشه دوستم

تولدت مبارک


 
عليرضا
برای درک آغوشم شروع کن، یک قدم با تو، تمام گام های باقی مانده اش با من...
 
»-(¯v´¯)-»ميثم
One day if you think absence of one is better than his existence
close your eyes and imaginethe moment that he isn\\'twith you
if your eyes got WET
know that you are lier with yourself & you love him yet!

اگه ی روز فکر کردی نبودن کسی بهتر از بودنشه
چشماتو ببندو اون لحظه ای ک اون کنارت نباشه رو ب خاطر بیار
اگه چشمات خیس شد بدون داری ب خودت دروغ میگی و هنوز دوسش داری!
 
مانی
salam negar jan
omidvaram ke khob bashi
tavalodet ru tabrik migam azizam
 
omid
تولدت مبارک عزيزم
 
S@edeh
عزيزم تولدت مبارک :دی
 
مريم
تو به من خنديدي و نمي دانستي ....
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم .....
باغبان از پي من تند دويد ..
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي
و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا
باغچه كوچك ما سيب نداشت !!
****
***
من به تو خنديدم چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من
و سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت:
برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم
و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چه مي شد
اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
 
...............هيچ.و

 ۱ ۲