| |
 |
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !
| | | | | | | | | | | | | | | | | دلم گرفت از بی دوستی دوستان | | | | | | | | | | | | | | | | زندگی هنگامه فریادهاست سرگذشت درگذشت یادهاست زندگی تکرار جان فرسودن است رنج ما تاوان انسان بودن است
| | | | | | | | | | | | | | | | جيك جيك جيك جيك يك جيك به جيك بالا اضافه كن بفرسد براي جوجه بعدي (ستاد سر شماره جوجه هاي اخر پاييز) پيشاپيش يلدا مبارك
| | | | | | | | | | | | | | | | یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از كوچه ی ما دوره گرد
داد میزد كهنه قالی می خرم
دست دوم جنس عالی می خرم
كاسه و ظروف سفالی می خرم
گر نداری كوزه خالی می خرم
اشك در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی كشید بغزش شكست
اول ماهست و نان در سفره نیست
ای خدا شكرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت : آقا سفره خالی میخرید؟
| | | | | | | | | | | | | | | | ";::;;
........,\\':;: ""\\'.
.......,M;..;MM;;M:
.......;MMM::MMMMM:
......,MMMMM\\'MMMMM:
......;MMMMM.MMMMMM
......MMMMM::MMMMMM:
......:MM:\\',;MMMMMM\\'
......\\'::.\\'MMMMMMM:
........\\';.:MMMMM"
.............\\'\\'"""\\'
----------.
............M MY BEST FRIEND
............M
............M............
\\'M..........M..........,;M\\'
.\\'MM;.......M.......;MM:
..:MMM......M......;MM:
..\\'MMM;.....M.....:MMM:
...MMMM,....M.....MMMM:
..:MMMM:....M.....MMMM:
..:MMMM:....M....:MMMM:
..:MMMMM....M....;MMMM:
..\\'MMMMM;....M...,MMMMM:
...:MMMMM...M...;MMMMM\\'
....:MMMM;..M..:MMMMM"
.....\\'MMMM..M..;MMMM"
.\\':MM..M.,MMM | | | | | | | | | | | | | | | | *
وقتیکه عاشق چشمات شدم تازه فهمیدم که زیبایی چیست وقتیکه تو رو در قلب کوچکم جای دادم تازه صدای ضربان قلبم را شنیدم وقتیکه دست در دستان تو نهادم تازه معنای گرمی را درک کردم لحظه ها و ثانیه هایی را که با تو سپری می کنم بیشتر پی به معنای زندگی می برم هنگامیکه به یاد تو هستم می فهمم که ارامش چیست و هرگاه به جدایی می اندیشم کنار خود سایه مرگ را می بینم
| | | | | | | | | | | | | | | | | ديگه دنيا عوض شده - ديگه هيچي اورجينال نيست! کارتون هام...! آقاي سکسکه عمل کرده, ميره سر کار و مياد و زندگيشو مي کنه! الفي ديگه از هيچي نمي ترسه! آليس, شوهر کرده, دو تا بچه ام داره و يه زندگي حقير توي يه آپارتمان 50 متري ساده, مثل آن شرلي! اي کيو سان کراکي شده و مخش تعطيل تعطيله! بامزي يه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!... شلمان هنوزم خوابه! پت پستچي بازنشسته شده و الانم تو خونه سالمندان منتظر مرگشه! بنر رو يادته؟ پوستشو تو خيابون منوچهري 30 تومن مي فروختن | | | | | | | | | | | | | | | | سلام مریم. خوب هستید؟
می تونم با شما آشنا بشم و بپرسم کجای کرج هستید.
ممنون
| | | | | | | | | | | | | | | |
|
|
|
|
|
|
|