روز تولد تو ميلاد عشق پاک است

تا شکر گويم اين روز پيشانيم به خاک است



رضا جان تولدت مبارک ايشالا هميشه سالم و شاد باشی
 
يوسف
می نویسم روی عکست می ذارم تو قــاب لحظه

چشمـــای تــو دستای تو به یه دنیایــی می ارزه

تو که نیستی کم می یارم با تو مـن گــل بهــارم

مهربــــونم مهربـــــونم تا ابــــد تو هستی یــــارم

تو چه باشی چه نباشی چشم من بارون می بـاره

اونقـدر دوستت دارم مـــن ، به خـــدا قد ستــــــاره!!

نفســــهــات بــوی بهشته!ای تو پاک وآسمونـــی

عطر گندمزارو داری به فرشتــــــه ها می مونــــی

تو چشای من نگاه کـن من که از تو سیر نمی شه

قول بده پیشم می مونی من که با تو پیر نمی شم
 
بهار
مهربان آمدی ای عشق!به مهمانی من

پر شد از بوی خوشت،خلوت روحانی من

خوش برآورده سر از باغ تماشای وجود

سرو ناز تو به سرفصل زمستانی من

هیچ کس غیر تو ای خرمی دیده!نخواند

حرف نا خوانده ی دل از خط پیشانی من

می کنم گریه،منِ سوخته تا خنده زند

گل روی تو در آئینه ی بارانی من

بی قرار آمدی و رفت قرارم از دست

بنشین تا بنشیند دل توفانی من

آفتابی شدی و یکسره آبم کردی

شد حریر نگهت،جامه ی عریانی من

بشکن ای بغض و فرو ریز که در خانه ی دل

می زند شعله به جان،آتش پنهانی من

هرچه گفتند و بگویند به پایان نرسد

قصه ی زلف تو و شرح پریشانی من
 
بهار
سکوت می کنم تا نمی دانم کجای تنهایی ام. سکوت می کنی تا نمی دانی کجای تنهایی ات. چرا نمی گوییم به هم که دوست داریم با هم باشیم. چرا نمی گوییم احساسمان دل تنگ شنیدنه زیباترین بیان عاشقانه هاست. چرا می ترسیم از هم. از عشق هَم. از با هم بودن. چگونه آموختن به ما عشق را و عاشق بودن را که اینگونه هراس انگیزیم برای هم
 
بهار
رو غبار پشت شیشه اسم خوبتو نوشتم


مث هر روز و همیشه اینه انگار سرنوشتم


رو تن سرد درختا اسممون رو حک میکردم


به امید روز دیدار به تو هرگز شک نکردم

****

ماهیای توی دریا قصه ی منو میدونن


مرغای تو آسمونا از غم دلم میخونن


حتی گلهای تو باغچه راز عشقمو شنیدن


ماه و آسمون و خورشید اشکای چشامو دیدن

****

بگو بیهوده نبوده اگه عاشق تو بودم


نگو عمر من تباه شد اگه اسم تو رو خوندم


نگو اشتباه میکردم همش از رو سادگی بود


نگو عشق ما تموم شد که تو دستات زندگی بود



گروه عاشق شعر منتظر توست
 
بهار
سلام خوبی
پس کجايی
سری نميزنی
بهار
 
بهار
سلام دوست عزيز
قبلاْ يک سری به ( گروه عاشق شعر ) ميزدی
خيلی وقت که ازت پيدات نيست
منتظر حضور گرم شما هستم
بهار شاعره گمنام( گروه عاشق شعر)
 
بهار
درود
تولدتون مبارک. با آرزوی عمر پربرکت همراه با تندرستی و شادی و سر افرازی
 
مری
پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست
حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست
شعر زلال جوشش احساس های من
از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست
يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است
اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست
خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی
بار غمت ـ عزيز تر از جان ـ کشيدنی ست
من در فضای خلوت تو خيمه می زنم
طعم صدای خلوت پاکت چشيدنی ست
تا اوج ، راهی ام به تماشای من بيا
با بالهای عشق تو پرواز ديدنی ست
 
بهار
آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست
خوش می‌دهد نشان جلال و جمال یار
خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست
دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم
زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست
شکر خدا که از مدد بخت کارساز
بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست
سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار
در گردشند بر حسب اختیار دوست
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح
زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست
ماییم و آستانه عشق و سر نیاز
تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست
دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک
منت خدای را که نیم شرمسار دوست
 
بهار

 ۱ ۲