زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند ، زندگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد ، یکی بدبختی مطلق معنی کرد ، یکی درد درمان ناپذیرش خواند ، و سرانجام یکی رسید و گفت : زندگی به تنهایی ناقص است تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود .
 
يگانه
گفتند عینک سیاهت را بردار
دنیا پر از زیباییست!!!
عینک را برداشتم..

......

وحشت کردم از هیاهوی رنگها
عینکم را بدهید
میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم
 
يگانه
دعا میکنم غرق باران شوی چو بوی خوش یاس و ریحان شوی
دعا میکنم در زمستان عشق بهاری ترین فصل ایمان شوی
 
يگانه
هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ کشور و امنیت آن است .
نادر شاه افشار
 
يگانه
سلام خوش تيپ
سلام رفيق
سلام با مرام
سلام بچه ايران خ
 
مهرداد
نمیدانم چه فرقی می کنم من با او...

که می توانی او را دوست داشته باشی و مرا نه!!!

من لایق دوست داشته شدن نبودم یا تو لیاقت دوست داشتن من را نداشتی؟!!!

چرا بیشتر برای همدلی با غم ام گزینه ی دوم را انتخاب می کنند؟!!!

دردم آرام می شود وقتی فکر کنم که مشکل از توست؟!!!

مشکل من این وسط چه می شود؟!!!

منی که نیاز داشتم که دوست داشته بشوم....

و برای من بتپی!!!

نمی دانم شاید هم مدل دوست داشتن تو متفاوت است...

جالب است...

همه می گویند زیادی خوب هستی...

و با این حرف من باید آرامش از دست رفته ام را بیابم و باز زندگی کنم انگار...

مثل تو...

مثل او...

و مثل گذشته...

مشکل من این وسط چه میشود؟!!!

منی که خیلی خسته شده ام...
 
صبا
به من تکیه کن ! من تمام هستی ام را دامنی میکنم تا تو سرت را بر آن بنهی! تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی! تمام نیروی را که دوست داشتن دارم، دسته میکنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند! تمام بودن خود را زانویی می کنم تا بر آن به خواب روی!
 
صبا
خوب بگو دیگه زنگ نزنم
 
صبا
به من تکیه کن ! من تمام هستی ام را دامنی میکنم تا تو سرت را بر آن بنهی! تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی! تمام نیروی را که دوست داشتن دارم، دسته میکنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند! تمام بودن خود را زانویی می کنم تا بر آن به خواب روی!
 
صبا
سلام آقا حميد
خيلي آشنا مي زني
تو ايران خودرو كار مي كني
 
مهرداد

 ۱ ۲ ۳