می خواهم اشک را معنا کنم

اشک یعنی گریه قلبی سرخ

اشک یعنی گریز از تنهایی

اشک یعنی زلالی یک عشق

اشک یعنی سر چشمه پاکی

اشک یعنی یک قطره خوبی

شاید هم یک دریا غم!!!!!!!

و انگار چشمها خشک شدند

اشکی بریزید از شوق!!!!!!

گریه کنید تا دریا شوید!!!!!

حالا شما بگویید:

اشک چیست؟
 
سالومه
پیرمردی صبح زود از خانه اش بیرون آمد. پیاده رو در دست تعمیر بود به همین خاطر در خیابان شروع به راه رفتن کرد که ناگهان یک ماشین به او زد. مرد به زمین افتاد. مردم دورش جمع شدند و او را به بیمارستان رساندند. پس از پانسمان زخم‌ها، پرستاران به او گفتند که آماده عکسبرداری از استخوان بشود. پیرمرد در فکر فرو رفت..


بلند شد و لنگ لنگان به سمت در رفت و در همان حال گفت: “که عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست” پرستاران سعی در قانع کردن او داشتند ولی موفق نشدند. برای همین از او دلیل عجله اش را پرسیدند. پیرمرد گفت: “زنم در خانه سالمندان است. من هر صبح به آنجا میروم وصبحانه را با او میخورم. نمیخواهم دیر شود!” پرستاری به او گفت: “شما نگران نباشید ما به او خبر میدهیم که امروز دیرتر می‌رسید.” پیرمرد جواب داد: “متاسفم. او بیماری فراموشی دارد و متوجه چیزی نخواهد شد و حتی مرا هم نمی‌شناسد.” پرستارها با تعجب پرسیدند: پس چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید در حالی که شما را نمی‌شناسد؟ “پیرمرد با صدای غمگین و آرام گفت: “اما من که او را می‌شناسم.”
 
سالومه


به شوق ديدن تو سربالايي را در مي نوردم، هوا مه آلود و نفس گير است.

و قطرات بخار آب را بجاي هوا در خود فرو ميبرم، شبنم بخار بر صورتم نشسته.

به بلندي رسيدم!

روبرو دره اي سر سبز با بويي مست كننده كه تمام كوه رافرا گرفته. اثري از تو نيست. ابر مه آلود قله را گرفته و باران مي آيد.

نه سر پناهي و نه گريزگاهي.

كاش فقط تورا ميديدم تا توان برگشت را مي يافتم.

رعد آسمان نيمه تاريك را روشن كرد. و تو در آن سوي تپه پديدار شدي،

اما پلي نيست تا مرا به تو برساند.


 
سالومه
حال بدی دارم که هیچ شعر،جمله یا عکسی نمیتونه توصیفش کنه یا اینکه آرومترم کنه

دیگه قبله نماز و خدا هم صبرم نمیده

احساس خفگی دارم

خدایا

خدایا

کی از این قفس آزاد میشم

خدایا دلم گرفته

خدایا دلم گرفته از غریب و آشنا
دوستم بگو چیکار کنم؟آخ خسته شدم
 
سالومه
لبخند، حتی زمانیکه بر لبان یک مرده می نشیند ، بازهم زیباست . کریستیان بوبن
 
___ lvlr ___
شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود .
 
___ lvlr ___

عشق همان چیزی است که به شما امکان می دهد بارها و بارها متولد شوید . باربارا دی آنجلیس
 
___ lvlr ___
سلام اي غروب غريبانهء دل سلام اي طلوع سحرگاه رفتن سلام اي غم لحظه هاي جدايي خداحافظ اي شعر شبهاي روشن خداحافظ اي قصه عاشقانه خداحافظ اي آبي روشن عشق خداحافظ اي قطره شعر شقايق خداحافظ اي همنشين هميشه خداحافظ اي داغ بر دل نشسته توتنها نمي ماني اي مانده بي من تورا مي سپارم به دلهاي خسته تو را مي سپارم به ميناي مهتاب تو را مي سپارم به دامان دريا اگر شب نشينم اگر شب شکسته تو را مي سپارم به روياي فردا به شب مي سپارم تو را تا بسوزد به دل مي سپارم تو را تا نميرد اگر چشمه واي از غم نخشکد اگر روزگار اين صدا را نگيرد خداحافظ اي برگ و بار
 
مصطفی
تنها چيزي که در زندگيمون به صورت تخصصي بهش تسلط داريم، انتخاب آدم‌هاي اشتباه براي عاشق شدنه!!دل هاي پاک گناه نمي کنند، سادگي مي کنند و امروز سادگي پاک ترين گناه است
 
مصطفی
آسمانت بی غبار - سهم چشمانت بهار - قلبت از غصه بدور - بزم عشقت پر سرور - بخت و تقديرت قشنگ - عمر شیرینت بلند -
سال نو مبارک دوست خوبم.
 
مهدی

 ۱ ۲ ۳