| |
 |
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
|یه کامیون محبت برات فرستادم.!| \\\'""",||_____
|_..__________________|====_|___|..,]|
"(@ )\\\'(@ )"\\\'"""""""""""""\\\'\\\'"""(@)\\\'(@)"""""(@)
| | | | | | | | | | | | | | | | | از من پرسید عشق چیست ؟ گفتم : عطش گفت: آنرا دیده ای ؟ گفتم نه در آن سوخته ام | | | | | | | | | | | | | | | | و ناقوس طلایی قلب تو صدا و آهنگ وصال را برایم می نوازد و آنگاهست که عشقت همانند آتشی از بدن گرم وسوزانم شعله می گیردومرا هر لحظه می سوزاند وخانه دلم را خاکستر می کند، من نیز خود را با بادها همراه وهمقدم می سازم و دل را در پستوی انتظار به این سو و آن سو می کشانم، آنقدر بر بام عشقت می نشینم تا روزی نسیم مرگ بیاید وبا تندباد روزگار همراه شود و مرا با خود به دیار دلباختگان ببرد.
آنگاهست که عشقت همیشه در نهانخانه دل باقی می ماند و رازی از رازها را به زیر بستر سرد خاک می برد و آن جاست که عشق تو به پایان می رسد | | | | | | | | | | | | | | | | گشت گرداگرد مهر تابناک ,ایران زمین ******** روز نو امد و شد شادی برون زندر کمین
ای تو یزدان , ای تو گرداننده ی مهر و سپهر ******* برترینش کن برایم این زمان و این زمین | | | | | | | | | | | | | | | | یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم | | | | | | | | | | | | | | | | زندگي دفتري از خاطرهاست
يك نفر در دل شب
يك نفر در دل خاك
يك نفر همدم خوشبختي هاست
يك نفر همسفر سختي هاست
چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد
ما همه همسفريم | | | | | | | | | | | | | | | | | خدای من گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم. گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود. گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟ گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید. گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟ گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی. گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟ گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم. گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ... گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت ... | | | | | | | | | | | | | | | | | اين احساس قشنگيه كه بدونى يكی به یادته، و دلتنگت ميشه ولى اين قشنگ تره كه بدونى يه نفر هرگز فراموشت نمىكنه. | | | | | | | | | | | | | | | | | شادی را هدیه كن حتی به كسانی كه آ نرا از تو گرفتندعشق بورز به آنها كه دلت راشكستند دعا كن برای آنها كه نفرینت كردند درخت باش به رغم تبرها،بپر به كوری چشم خفاشها،بهارشو و بخند كه خدا هنوز آن بالاست | | | | | | | | | | | | | | | | خانه را به گل آراستم
پروانه ها پر زدند به سوی گل
کمی شبنم به روی ایوان خانه پاشیدم
عطرت در فضا پیچید
پیراهنی از آسمان پوشیدم
ستاره ها نقره ای کردند
پیراهن آبی ام را
پر نزدم تا پنجره
بال بال زدم تا گشودن پنجره
اما ... نه ... نه ... نه
تو نباید بازگردی
چون پروانه ها از تو می ترسند
عطرت می پرد از سر من
شور شعر می میرد در من
پیراهنم بی ستاره می شود
زخم هزار گلایه دوباره دهان باز می کند
پنجره را می بندم
زخمم را نمک می پاشم
| | | | | | | | | | | | | | | |
|
|
|
|
|
|
|