سلام عزیزم.تولدت را پیشاپیش بهت تبریک میگم.آرزوی خوشبختیت رو دارم.
 
کامراد
سلام به همه بارانی های جدید و قدیمی عزیز و هوچنین بچه های دوست داشتنی گروه بیست.
امید وارم که همگی حالتون خوب باشه..
متاسفانه همونطور که خیلی از شما شاهد بودید و هستید.مدیریت ایرکات دچار افت شدیدی شده و اخیرا با مسدود کردن کاربر ها مانع فعالیت خیلی ها شدن و پست هایی رو حذف کردن که من و امثال من ۲.۳سال رو با اونها گذرونده بودیم..
کسانی که با خوب و بد ایرکات ساخته بودیم..با قطع شدنها..ضعف ها.مشکلات سایت .امکانات محدود و ....فقط و فقط به این دلیل که صمیمیت خودمون رو حفظ کنیم و یه گوشه ی دنج این دنیای مجازی برای خودمون خونه کوچیک و همسایه های مهربون پیدا کنیم..
ولی حالا که این اجازه رو به ما نمیدن ما هم از اینجا میریم تا....
متاسفانه با خبر شدیم که مدیریت ایرکات آقای حسین خانی تحت تاثیر توهمات رضا محمدی قرار گرفته..کسی که با شیوه های مختلف اقدام که گول زدن خانوم های گروه های مختلف ایرکات میکنه و بعد از اون با راههای بسیار زشت و کثیف شماره های اونها رو به بهانه های مخلف به دست میاره و در صورتی که به دوستی با اون راضی نشن تهدید به مسدود کردن و اذیت کردن اونها میکنه..
جالبه که بدونید رضا محمدی با داشتن بیش از 25 تا آی دی جعلی که اکثرا به اسم خانوم ها هستن بعد از اینکه با یه نفر مشکل پیدا کرد یعنی کسی که به خواسته هاش تن در نداد..با همه اون 25 تا آی دی به مدیریت ایرکات شکایت میکنه که اون فرد برای من ایجاد مزاحمت کرده و ...و اینجوری میشه که مدیر ایرکات اون شخص رو به علت شکایت های زیاد مسدود میکنه..
از خانوم ها محترم برادرانه تقاضا میکنم که بیشتر مراقب امثال این آدم باشن چون این جور آدمها از بیماری های زیادی رنج میبرن و معمولا تو جامعه آدمهای سر خورده ای هستن و تو جامعه های مجازی اینچنینی میخوان جبران مافات کنن..
دوستانی که علاقه دارند به باران ما در سایت کلوب ملحق شن اول تو سایت کلوب عضو شن و بعد هم من و رزا و امیر و اد کنند تا در جریان گروه جدید باران قرار بگیرن..
این لینک عضویت سایت کلوب هستش
http://www.cloob.com/profile/register/step1

و این هم لینک کلوب باران
http://www.cloob.com/clubname/barooniha

و کلوب بیست
http://www.cloob.com/clubname/biist
و من
http://www.cloob.com/name/merlin2
منتظرتون هستیم
 
رضا
بدون حکم از قاضی صدا کرد و دار مرگ با عزت به پا کرد
بدون خواندن (اشهد) تبر را به سمت باور سبزم رها کرد

بت زیبای ما را سنگ کردند قفس را هم برایش تنگ کردند
نمی پرسد ز ترسش این چه ننگی است ؟ به ما با منطق خود جنگ کردند؟

درختانی که قبلا سبز بودند نوای هم صدایی می سرودند
نمی دانم چه آتش در گرفته؟ که حالا سوختند و خاک دودند

چرا قانون جنگل چاره سازه؟ شکافی بین عدل و ظلم بازه؟
اگر فریاد ها کردید خاموش سکوت ما صدای اعتراضه!

به ذهن هرکسی این یک سوال است؟ که استبداد دینی به زوال است
به هر کاری اگر مردم نباشند دوام آن حکومت ها محال است

دوبيتي ها محمد فرامرزی بابادی
دانشجوی رشته ی مشاوره و راهنمایی

stablebeliefs.parsiblog.com
 
محمد
گاهی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن...
 
イランメディ
تو به من خنديدي و نمي دانستي ....
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم .....
باغبان از پي من تند دويد ..
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي
و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا
باغچه كوچك ما سيب نداشت !!
****
***
من به تو خنديدم چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من
و سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت:
برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم
و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چه مي شد
اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
 
...............هيچ.و
گویند خدا همیشه با ماست ./ ای غم نکند خدا تو باشی!
 
イランメディ
سلام
چه خشگلئ تو
 
پوريا
پر کن پیاله را...
هان ای عقاب عشق! از اوج قله ای مه آلود دوردست
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
انجا ببر مرا که شرابم نمی برد
در راه زندگی
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی
با اینکه ناله می کشم از دل که :
آب....... آب......!!!!
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پر کن پیاله را
کین آب آتشین
دیریست ره به حال خرابم نمی برد
 
کوروش
جای آن دارد که چندی همره صحرا بگیرم
سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم
مو به مو دارم سخنها
نکته ها از انجمنها
بشنو ای سنگ بیابان
بشنوید ای باد و باران
با شما همرازم اکنون
با شما دم سازم اکنون......|||
 
کوروش
پر کن پیاله را
کین آب آتشین
دیریست ره به حال خرابم نمی برد
این جام ها که در پی هم می شود تهی
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد
.....
دیگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد...
 
کوروش

 ۱ ۲