( ۴۰ )
 
 
بابا روبی
 
 
مهزيار ايکس اوهو
 
 
پونه
 
 
卍卍卍卍تموم شد
 
         
 
 
رائول
 
 
حسين
 
 
امير
 
 
نسترن
 
         
 
( ۱ )
         
 
       
 
سون استار
      
         
 

هیچ گروهی پیدا نشد.
 
عادله رضائی
:نام و نام خانوادگی
 
۱۳۶۴/۱۰/۰۴
:تاریخ تولد
 
کارشناس ارشد
:تحصیلات
 
وارد نشده
:شغل
 
تهران - تهران
:محل سکونت
 
 
saraeman
:شناسه ایرکات
 
۱۳۸۵/۰۲/۲۸
:تاریخ عضویت
 
۱۶:۵۵ ۱۳۹۰/۰۳/۲۷
:آخرین مراجعه
 
 
سراسری
:دانشگاه
 
وارد نشده
:واحد
 
بیولوژِی
:رشته
 
0
:سال ورودی
 
وارد نشده
:دبیرستان
 
 
وارد نشده
:شناسه یاهو
 
وارد نشده
شناسه MSN:
 
وارد نشده
:آدرس ایمیل
 
http:ruzmaregi.blogsky.com
:آدرس وب سایت/وبلاگ
 
وارد نشده
:تلفن تماس
 
 
تو به من خنديدي و نمي دانستي ....
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم .....
باغبان از پي من تند دويد ..
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي
و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا
باغچه كوچك ما سيب نداشت !!
****
***
من به تو خنديدم چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من
و سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت:
برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم
و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چه مي شد
اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
 
...............هيچ.و