( ۶۱ )
 
 
سميرا
 
 
ماجده
 
 
پريسا
 
 
~PЯ!Şoή3r ~
 
         
 
 
پويا
 
 
کيميا
 
 
بانلا
 
 
‎maryam
 
         
 
( ۷ )
         
 
 
 
 
 
 
ايرکات
 
ماهی های کوچولو
 
دانشگاه تهران
 
ما نسل سومی ها
         
 
 
سپهر الموتی
:نام و نام خانوادگی
 
۱۳۶۵/۱۱/۰۱
:تاریخ تولد
 
دانشجو
:تحصیلات
 
آزاد
:شغل
 
تهران - تهران
:محل سکونت
 
 
samanmasoumi2003
:شناسه ایرکات
 
۱۳۸۵/۰۳/۰۶
:تاریخ عضویت
 
۰۹:۴۳ ۱۳۸۹/۰۵/۰۹
:آخرین مراجعه
 
 
سراسری
:دانشگاه
 
وارد نشده
:واحد
 
وارد نشده
:رشته
 
0
:سال ورودی
 
وارد نشده
:دبیرستان
 
 
sepehralamouti206
:شناسه یاهو
 
وارد نشده
شناسه MSN:
 
وارد نشده
:آدرس ایمیل
 
www.telesmtanhayi.blogfa.com
:آدرس وب سایت/وبلاگ
 
وارد نشده
:تلفن تماس
 
 
این که مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهیِ کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تُنگ آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس. اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد؟! آدم ها ماهی ها را در تُنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه. اما ماهی وقتی در دریا شناور شد ماهی است و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است. هیچکس نمی تواند نهنگی را در تُنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم قانع. این ماهی کوچک، اما بزرگ خواهد شد و این تُنگ، تَنگ خواهد شد و این آب ته خواهد کشید. تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تُنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی. کاش…
 
زيبا