| |
 |
|
|
|
| |
|
|
|
 |
(
۱ ) |
|
|
|
|
|
|
| |
 |
(
۱۰ ) |
|
|
|
|
| | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | | نوکيا | | computer.net | | دانشگاه صنعتی اصفهان | | قديمی های ايرکات | | | | | | | | | | |
|
|
| |
|
|
|
|
|
اقاقيا روشن |
:نام و نام خانوادگی |
|
۱۳۵۷/۰۳/۱۵ |
:تاریخ تولد |
|
- |
:تحصیلات |
|
کارمند |
:شغل |
|
اصفهان - اصفهان |
:محل سکونت |
|
|
|
|
|
|
|
rosewood |
:شناسه ایرکات |
|
۰۰۰۰/۰۰/۰۰ |
:تاریخ عضویت |
|
۰۶:۰۷ ۱۳۹۱/۰۳/۰۱ |
:آخرین مراجعه |
|
|
|
|
| |
|
|
سراسری |
:دانشگاه |
|
وارد نشده |
:واحد |
|
وارد نشده |
:رشته |
|
0 |
:سال ورودی |
|
وارد نشده |
:دبیرستان |
|
|
|
|
| |
|
|
وارد نشده |
:شناسه یاهو |
|
وارد نشده |
شناسه MSN: |
|
وارد نشده |
:آدرس ایمیل |
|
وارد نشده |
:آدرس وب سایت/وبلاگ |
|
وارد نشده |
:تلفن تماس |
|
|
|
|
| |
 |
|
|
یارو زبونش میگرفته، میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟ کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟ یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره. کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟ یارو می گه: بابا دیب، دیب! طرف میبینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه. اون میآد می پرسه: چی میخوای عزیزم؟ یارو می گه: دیب! رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟ یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره. رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟ یارو می گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمیدونید دیب چیه؟ رئیس هم هر کاری میکنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه. یکی از کارمندای داروخونه میآد جلو و می گه: یکی از بچههای داروخونه مثل همین آقا زبونش میگیره. فکر کنم بفهمه این چی میخواد. اما الان شیفتش نیست. رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش. میرن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو میپرسه: چی می خوای؟ یارو می گه: دیب! کارمنده می گه: دیب؟ یارو: آره. کارمنه می گه: که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟ یارو میگه: آره، همونه. کارمند میگه: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می خوای!؟ همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه کیسه نایلون مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش. همه جمع می شن دور اون کارمند و با کنجکاوی میپرسن: چی میخواست این؟ کارمنده می گه: دیب! میپرسن: دیب؟ دیب دیگه چیه؟ می گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره! رئیس شاکی می شه و می گه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟ کارمنده می گه: تموم شد. آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت! . . .
آخرش هم نفهمیدیم دیب چیه...!!
تولد انسان روشن شدن کبریتی است
و مرگش خاموشی آن!
بنگر در این فاصله چه کردی؟!!
گرما بخشیدی...؟!
یا سوزاندی...؟!!
بهترین دوست کسی است که با دیدن اولین اشک،دومین اشکتو پاک کنه و سومیشو
تبدیل به خنده ...
طى مسابقه دواستقامت درلرستان به دليل منحرف شدن دوندگان ازمسيرمسابقه مسئولان پس ازشش ماه تلاش توانستنددوندگان راحوالى يونان به ضرب گلوله متوقف وپيکرپاک آنان را به ميهن اسلامى بازگردانند!
هيچ دلی بی بهانه نمی تپد نميدانم بهانه ها دلگيرند يا دلها بهانه گيرند.
ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه
دیوانه ی مهربانی تؤام….
ای بهترین چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر شد که دنیای من شدی...
پس برای من بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنی...
نابینا: مگر شرط نکردیم از گیلاسهای این سبد یکی یکی بخوریم ؟
بینا : آره
نابینا : پس تو با چه عُذری سه تا سه تا می خوری ؟
بینا : تو واقعا" نابینایی ؟!
نابینا : مادرزاد!
بینا : پس چطور فهمیدی من سه تا سه تا می خورم ؟!
نابینا : واسه این که من دو تا دو تا می خورم و تو معترض نمی شی...
من خسته ترین واژه ملموس غروبم،
کاش در این وسعت سبـــــــــــــــز یک نفر درد مرا می فهمید...
نمی دانم چرا اینگونه هست...
وقتی نگاه عاشق کسی به توست میبینی اما دلت بسته به مهر دیگری است بی اعتنا
می گذری و عاشقانه به کسی مینگری که دلش پیش تو نیست
آری این حکایت من است...
باز باران بي ترانه ،
گريه هاي عاشقانه،
ميخورد بر سقف قلبم،
ياد ايام تو داشتن ميزند سيلي به صورت ،
باورت شايد نباشد مرده است قلبم ز دستت،
فکر آنکه با تو بودم با تو بودم شاد بودم توي دشت آن نگاهت گم شدن در خاطراتت.....
سکوتم
قصه تلخم
شبم بی روزن و تاریک
همیشه شادی از من دور ولی غم با دلم نزدیک
من آن شبگرد پر دردم که افتادم به بیراهه مثال بخت کوتاهم دو دستم از تو کوتاهه
همیشه ضربه کاری ز خویش و آشنا خوردم کشیدم زجر تنهایی همیشه پشت پا خوردم
اگر دیدی که اشکم به روی گونه ام نه مجنونم نه دلداده که بغضم بغض فریاده.............
عشق ورزیدن خطاست
حاصلش دیوانگی است
عشق بازان جملگی دیوانه اند
عشق ها بازیچه اند
عاشقان بازیگران این بازی طفلانه اند....
| | | | | | | | | | | | | | | |
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
|