( ۴۹ )
 
 
مح
 
 
دايا
 
 
هستی
 
 
شادی
 
         
 
 
ستاره سهيل
 
 
ميلاد
 
 
عليرضا
 
 
سارا
 
         
 
( ۶ )
         
 
 
 
 
 
 
دانشگاه آزاد
 
فرورديني ها
 
سون استار
 
شعرهاي عاشقانه
         
 

هیچ گروهی پیدا نشد.
 
پوريا
:نام و نام خانوادگی
 
۱۳۶۹/۰۱/۱۳
:تاریخ تولد
 
فعلا دیپلم
:تحصیلات
 
دانشجو
:شغل
 
تهران - سعادت اباد
:محل سکونت
 
 
pooryaaaaa
:شناسه ایرکات
 
۱۳۸۹/۱۰/۲۴
:تاریخ عضویت
 
۱۴:۳۷ ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
:آخرین مراجعه
 
 
آزاد اسلامی
:دانشگاه
 
فيروزکوه
:واحد
 
مهندسی صنايع
:رشته
 
87
:سال ورودی
 
وارد نشده
:دبیرستان
 
 
poorya_89
:شناسه یاهو
 
وارد نشده
شناسه MSN:
 
poorya_89@yahoo.com
:آدرس ایمیل
 
وارد نشده
:آدرس وب سایت/وبلاگ
 
وارد نشده
:تلفن تماس
 
 
مردی در جهنم بود كه فرشته ای برای كمك به او آمد و گفت من تو را نجات می دهم برای اینكه تو روزی كاری نیك انجام داده ای فكر كن ببین آن را به خاطر می آوری یا نه؟ او فكر كرد و به یادش آمد كه روزی در راهی كه می رفت عنكبوتی را دید اما برای آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت دیگری عبور كرد. فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتی پایین آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگیر و بالا برو تا به بهشت بروی. مرد تار عنكبوت را گرفت در همین هنگام جهنمیان دیگر هم كه فرصتی برای نجات خود یافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بیفتد. كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتی گفت تو تنها راه نجاتی را كه داشتی با فكر كردن به خود و فراموش كردن دیگران از دست دادی. دیگر راه نجاتی برای تو نیست و بعد فرشته ناپدید شد
 
سارا