( ۸ )
 
 
نسيم
 
 
سمیه
 
 
ܓܨاميــــــــــرܓܨ
 
 
پريسا
 
         
 
 
neda
 
 
‏¤¤‏SIM@‎‏¤¤
 
 
G-O-L-D-I-S
 
 
Red Bul
 
         
 
( ۴ )
         
 
 
 
 
 
 
باز هم دوستت دارم
 
شعرهاي عاشقانه
 
کل کل
 
پاييز
         
 

هیچ گروهی پیدا نشد.
 
·▪•●ARaSH●•▪· ‎
:نام و نام خانوادگی
 
۱۳۶۹/۰۷/۲۵
:تاریخ تولد
 
لیسانس دختر شناسی
:تحصیلات
 
‏●‏●‏●●‏●●‏●●‏●
:شغل
 
- هرجا نت باشه
:محل سکونت
 
 
manoto_dell
:شناسه ایرکات
 
۱۳۹۰/۰۱/۱۲
:تاریخ عضویت
 
۱۲:۲۱ ۱۳۹۱/۰۱/۱۷
:آخرین مراجعه
 
 
سراسری
:دانشگاه
 
‏●‏●●‏●●‏●●‏●●
:واحد
 
‏●●‏●●‏●●‏●●●
:رشته
 
0
:سال ورودی
 
‏●‏●●‏●●‏●●‏●●
:دبیرستان
 
 
*
:شناسه یاهو
 
हिन्द
شناسه MSN:
 
Email:‎‏ ‏ARaSHsteps & ARaSHsif@yahoo.com
:آدرس ایمیل
 
facebook: ARaSH zeYnali
:آدرس وب سایت/وبلاگ
 
+980000000000
:تلفن تماس
 
 
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟


مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری … گه می خوری تو و هفت جد آبادت … خجالت نمی کشی؟ …

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد …
سپيده