| |
 |
|
|
|
| |
|
|
|
 |
(
۱۹ ) |
|
|
|
|
|
|
| |
 |
(
۲ ) |
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
آريانا صالحی |
:نام و نام خانوادگی |
|
۱۳۶۹/۰۲/۰۲ |
:تاریخ تولد |
|
وارد نشده |
:تحصیلات |
|
وارد نشده |
:شغل |
|
اصفهان - اصفهان |
:محل سکونت |
|
|
|
|
|
|
|
jastin |
:شناسه ایرکات |
|
۱۳۹۰/۰۳/۰۸ |
:تاریخ عضویت |
|
۰۵:۴۳ ۱۳۹۱/۰۱/۱۵ |
:آخرین مراجعه |
|
|
|
|
| |
|
|
سراسری |
:دانشگاه |
|
وارد نشده |
:واحد |
|
وارد نشده |
:رشته |
|
0 |
:سال ورودی |
|
وارد نشده |
:دبیرستان |
|
|
|
|
| |
|
|
sheytoongirl19@yahoo.com |
:شناسه یاهو |
|
وارد نشده |
شناسه MSN: |
|
وارد نشده |
:آدرس ایمیل |
|
وارد نشده |
:آدرس وب سایت/وبلاگ |
|
وارد نشده |
:تلفن تماس |
|
|
|
|
| |
 |
|
|
شب عروسی خروسه به مرغه می گه نوک می دی ؟ مرغه می گه چند دهم می خوای ؟؟
به رشتیه میگن چرا دو تا زن گرفتی؟ میگه شاید یه شب مهمون اومد خونمون!!!!!
يه روز به يه قزوينيه مي گن چرا زن نگرفتي!! مي گه: هنوز برادرزن مورد علاقه مو پيدا نكردم
يه روز قزوينيه مياد تهران عروسي بر ميگرده شهرشون بهش ميگن عروسي چطور بود ميگه عجب عروسي بود پسرها با مردها قاطي بودن
ملا در بالاي منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضي است بلند شود. همه ي مردم بلند شدند جز يک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضي هستي؟ آن مرد گفت : نه ... ولي زنم دست و پامو شکسته نمي تونم بلند شم!
فيلي در استخري شنا مي كرد. مورچه اي سر رسيد
و گفت: بيا بيرون كارت دارم.
فيل از استخر بيرون آمد. مورچه نگاهي به فيل انداخت و گفت: برو توي آب. فقط مي خواستم ببينم اشتباهي مايوي من را نپوشيده باشي.
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.
تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!
فهرست فیلمهای جشنواره رشت: تاحالا باباتو دیدی؟ - دو پدر زیر یک سقف - بی ناموسها - من حسن 18 پدر دارم - دیشب مامانت خونه ی ما بود آیدا
اندازه دو تا چشمام دوست دارم ( ارادت مند شما موش كور ) خيلي دوست دارم يه روزميام دنبالت ومي برمت جايي كه دست هيچكس بهت نرسه... قربانت....عزراييل..!!! اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد ( سازمان بازيافت زباله) اگر خواهان مهاجرت به كانادا هستيد تا سبتامبر با ما تماس بگيريد . ""گروه غازهاي وحشي مهاجر""
يه روز يه تركه از يه پسره ميپرسه بچه كجايي؟ ميگه بچه امام حسين. تركه ميزنه زير گريه و پسره رو بغل ميكنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي!
بچه رشتیه به باباش می گه بابا چرا جوجه ها وقتی می میرن پاهاشون میره بالا؟ باباش می گه واسه اینه که فرشته ها پاهاشونو بگیرن ببرن بهشت . فردا بچه میاد می گه بابا فرشته ها می خوان مامان و ببرن بهشت اصغر آقا روش افتاده نمی زاره
اصفهانیه به پسرش می گه برو از خونه همسایه دو تا نون بگیر - پسره میره وبرمی گرده می گه بابا همسایه نون نداد
می گه اه اینم چه خسیسه برو از توی یخچال خودمون دوتا نون بیار
ترکه رشتيه رو تو خيابون ميبينه، بهش ميگه: سلاااام اكبر آقاي گل! رشتيه ميگه: ديگه سلام بي سلام، خانم مُرد –
تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده، يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگهاي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، تركه با حال زار پاميشه، ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه
قزوینیها با فرهنگستان زبان دعوا میکنند که , چرا تو فارسی , به " ن " میگن : نون ولی به " ک " میگن: کاف !!!
یک روز یک قورباغهه مست میکنه , شنا پروانه میره !!!
یک روز یک دختر زشت از یک شاعر می پرسه : شباهت بین من و خورشید چیه؟ شاعره میگه : به هیچ کدومتون نمی شه مستقیم نگاه کرد !!!
ترکه شب بغل بخاری می خوابه لباسش می سوزه . فرداش میره بخاری رو می فروشه. شب بخاری میآد به خوابش میگه: وقتی دیدی که سوختی , رفتی و منو فروختی !!!
یک روز سه تا زن رشتی نشسته بودن داشتن سبزی پاک می کردن , یکیشون میگه : شنیدین تو تهران یکی پیدا شده به نام خفاش شب , که زن ها رو میگیره میکنه . اون یکی ها میگن: آره خواهر , هرچی امکانات مال شهرهای بزرگه !!!
به ترکه میگن ساعت داری میگه : ساعت چیه ؟ آدم باید غیرت داشته باشه !!!
يه سياهپوست ميگوزه همه جا رو دوده ميگيره
یک روز به یک ترکه عکس دایناسور نشون میدن . بهش میگن :شما به این چی میگین؟ ترکه میگه : کی جرات داره به این چیزی بگه !!!
به ترکه میگن: میدونی امام حسین رو کجا دفن کردن؟ میگه: نه. میگن: بابا تو کربلا دیگه . ترکه میگه : ااااا خوشا به سعادتش !!!
به ترکه ميگن يه پستاندار پرنده نام ببر ميگه مهماندار هوا پيما
يه روز يه جوجه تو تخمش ميگوزه خفه ميشه
اي كاش در آسمان عشقت پرنده اي بودم شكسته بال و بر روي دستانت مي نشستم و تخمي مي گذاشتم و تو با تخمم بازي مي كردي
يه روز يه تركه زانتيا مي خره ميده يه درشو آبي كنن... از دور نيگا ميكنه ميگه نه نشد!... ميده يه در ديگشو آبي ميكنن ....از دور نيگا ميكنه ميگه نه نشد!... خلاصه ميده همشو آبي ميكنن ميگه: آهان! حالا شد نيسان!!
يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي پيرزنه ميگه : نه افسره ميگه : پس از کجا فهميدي بهت تجاوز شده ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده
از رشتيه مي پرسن اون چيه كه درازه بزرگه اگه تحريكش كني ازش آب مياد؟ ميگه: دماغ
يه روز رشتيه با بچش ميرفته دوستش اينا رو ميبينه بعد يكم احوال پرسي دوست رشتيه بهش ميگه عجب بچه خوشگلي داري !!! رشتيه ميگه اه توام يه كار واسه ما كرديا هي منت بزار
دعاي قبل از اتصال به اينترنت: اللهم اتصلنا الاينترنت اللهم اعتني کانکشن في دنيا والاخرت انا نعوذبک من کله ويروس الخبيس اللعين والملعونيه و انا نعوذبک من الديسکانکشن في دنيا والاخرت امين يا رب العالمي
يه بسيجي در جبهه از کمر به پاييناش را از دست ميدهند. ميپرسند: "در چه حالي؟" ميگويد: "احساس ميکنم تا کون در بهشتم
يارو تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه
تركه داشته با سرعت رانندگی ميكرده پليس ميگيرتش و بهش ميگه گواهينامه كارت ماشين
تركه ميگی سر كار باههش جمله بسازم؟
يه روز يه خره لنز ميزنه، ميره تو جنگل. همه حيوونا نيگاش ميكردن ميگه: چيه! تا حالا آهو نديدين!!!!
يه روزی يه تركه با سه تا فارس تو خوابگاه دانشگاه هم اتاق ميشه آخر ترم فارسها به تركه می گن :
آقای ....... ببخشيد كه در طول ترم زياد اذيتت كرديم و سربه سرت گذاشتيم قول می ديم كه از ترم آينده ديگه باهات شوخی نكنيم.
تركه ميگه: همشونی گولی ميدی؟
فارسها ميگن: بله هممون قول می ديم .
تركه ميگه: پس منی هم گول ميدی كه از ترم آينده ديگه تو گوری چاييتون نشاشم
يه بار يه نفر به يه ترکه ميگه کره خر ترکه تعجب ميکنه و با خودش ميگه عجب يعنی اينقدر جوون موندم؟
به ترك می گن در روز نون چی می خوری؟
می گه صبح 2 لواش ظهر 1 تافتون بعد ظهر 4 تا سنگك شب هم 2 تا لواش!!
ميگن : پس بربری كی می خوری؟
می گه پس فكر كردی اونارو با چی می خورم؟
يه روز يه لر می ره مخابرات وقتی نوبتش می شه
مسئول می گه كه لر بره كابين اخر . بعد از كابين
اخر دستشويی بوده لره می ره تو دستشويی
دسته سيفون رو به جای گوشی می گيره ميگه
الو بوآ بوت مياد ولی صدات نمياد
تركه داشته پرتغال پوست می كنده، با خودش ميگه خدا كنه توش موز باشه
تركه می ره تو يه كوچه بمبست از گرسنگی می ميره
يه تركه توی مناقصه شهرداری برنده ميشه و بهش ميگن بايد نرده های بين ميدو انقلاب و اما م حسين رو يك ماهه رنگ بكنه
روز اول 100 متر رنگ ميزنه روز دوم 90 متر روز سوم 80 متر و همين جوری هر روز كمتر ميشده تا ميرسه به روزی 1 متر
مسئول شهرداری مياد پيشش ميگه آقا چی شده روزای اول خوب رنگ ميزدی الان به روزی يه متر رسيدی؟
تركه ميگه والله خودتون قضاوت بكنيد سطل رنگ توی ميدون امام حسينه. من هر بار رنگ تموم ميشه بايد تا اونجا پياده برم
يه تركه مغازه سوتين فروشی زد بعد از مدت كمی
مغازش رو تعطيل كردند
روی شيشه مغازش زده بود : " با نصب رايگان!!!!
از تركه ميپرسن مناسبت اين روزا چيه؟ ميگه: شهادت امام خسين و 22 تن از يارانش به دست صدام صهيونيست و همچنين روز 72 بهمن، روز پيروزي انقلاب در صحراي كربلا و فرار يزيد از كربلا به دانمارك و برخورد دو هواپيما به حرمين اما هادي و امام حسن عسگري. ولي در كل انرژي هستهاي حق مسلم ماست
بچه تركه شلوارشو پشت ورو ميپوشه تركه بهش مي گه الهي قربونت برم كه وقتي ميري انگار كه داري مي ياي
به شوق آنکه به سوی تو نامه ای بفرستم شبی سیاه چو
زلف تو تا سپیده بنشستم.چو رفتم آنکه کنم نامه را بنام تو
آغاز نداد گریه مجالم فتاد نامه ز دستم میان آیینه اشک روی
تو دیدم که خنده بر لب و چشمی به سوی من نگران داشتی
نشان مهر در آن نقش دلفریب ندیدم نگاه سوی من و دل به
جانب دگران...
میان گریه نوشتم که:
ای ستاره بختم بر آسمان وفا خیره ماندم و ناامید در آرزوی
محبت دل به تو بستم.چه آرزو؟چه محبت؟چه امیدی؟
کدام دل؟چه شد که رشته این عشق دل افروز بریدی؟چه شد
که جام وفا را به دست قهر شکستی؟
چه روزها و چه شبها که ای پرنده عرشی به انتظار نشستم
به بام من ننشستی؟شکوفه ها چو به زلف بنشست در شب
مهتاب نگاه گفت:که به گرد ماه ستاره نشسته.
دو نسترن به بناگوش خود نهادی و گفتم:به لاله های بهاری دو
گوشواره نشسته.صفای شانه و آن سینه سپید تر از یاس ز لطف
بوده چو آیینه در برابر مهتاب شراب نور چو بر سینه تو پاشید چو
برف بود که بارد شبی به چهره سیماب.هنوز بانگ تو در گوش من
نشسته که می گفتی:غریب عشقم و کلبه توست پناهم به جز
عشق تو عشق کسی به سینه نخواهم.هنوز خانه من بوی عطر
تو دارد.هنوز از همه سو بانگ نرم پای تو می آید.نوای گرم پری چهرگان
چو بشنوم از دور میان آن همه در گوش من صدای تو آید.سپیده سوزد
و آن نامه را به یاد تو بستم.به سوگ عشق گریزان خویش اشک افشاندم.
نهادمش به لب و به روی نامه بوسه ای نشاندم.
بگفتمش:برو ای نامه قاصد دل من باش بگو به یار گریزان حکایتی که تو
داری تو زودتر از من ای نامه روی دوست ببینی
چرا حسد نبرم به سعادتی که تو داری.
http://www.projectviet.com/Index.php?q=aHR0cDovL3Rha3Rhei5jb20vZWR1Y2F0aW9uL2luZGV4Lmh0bWw-&hl=1111101001
سازنده ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن
پرمعني ترين كلمه " ما " است ... آن را به كار ببر
عميق ترين كلمه "عشق" است ... به آن ارج بنه.
بي رحم ترين كلمه "تنفر " است ... از بين ببرش.
سركش ترين كلمه" تنفر" است ... با آن بازي نكن.
خودخواهانه ترين كلمه " من " است... از آن حذر كن.
ناپايدارترين كلمه " خشم" است... آن را فرو ببر.
بازدارنده ترين كلمه " ترس" است ... با آن مقابله كن.
با نشاط ترين كلمه " كار " است ... به آن بپرداز.
پوچ ترين كلمه " طمع" است ... آن را بكش
سازنده ترين كلمه "صبر" است ... براي داشتنش دعا كن.
روشن ترين كلمه " اميد" است... به آن اميدوار باش.
ضعيف ترين كلمه " حسرت" است ... آن را نخور.
تواناترين كلمه " دانش " است .... آن را فراگير
محكم ترين كلمه "پشتكار" است ... آن را داشته باش.
سمي ترين كلمه "شانس" است ... به اميد ان نباش.
لطيف ترين كلمه " لبخند " است ... آن را حفظ كن.
ضروري ترين كلمه " تفاهم " است .... آن را ايجاد كن.
سالم ترين كلمه " سلامتي" است ... به آن اهميت بده.
اصلي ترين كلمه اعتماد است .... به آن اعتماد كن.
دوستانه ترين كلمه " رفاقت" است.... از آن سوء استفاده نكن.
زيباترين كلمه " راستي " است ... با آن رو راست باش.
زشت ترين كلمه " دورويي"است ... يك رنگ باش.
ويرانگر ترين كلمه " تمسخر" است ... دوست داري با تو چنين شود؟
موقررترين كلمه " احترام" است .... برايش ارزش قايل شو.
آرامترين كلمه " آرامش " است ... به ان برس.
عاقلانه ترين كلمه " احتياط" است ... حواست رو جمع كن.
دست و پاگير ترين كلمه " محدوديت " است .... اجازه نده مانع پيشرفت بشود.
سخت ترين كلمه " غير ممكن" است .... وجود ندارد.
مخرب ترين كلمه " شتابزدگي " است ... مواظب پلهاي پشت سرت باش.
تاريك ترين كلمه " ناداني" است ... آن را با نور علم روشن كن.
كشنده ترين كلمه " اضطراب" است ... ان را ناديده بگير.
صبور ترين كلمه " انتظار" است .... منتظرش بمان.
قشنگ ترين كلمه " خوشرويي " است ... راز زيبايي در آن نهفته است.
تميزترين كلمه " پاكيزگي " است ... اصلا سخت نگير.
رساترين كلمه " وفاداري" است .... سر عهدت بمان.
تنها ترين كلمه " گوشه گيري" است ... بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بودن است.
محرك ترين كلمه " هدفمندي" است ... زندگي بدون هدف؛ روي آن است.
و هدفمند ترين كلمه "موفقيت " است.... پس پيش به سوي
هنوزم در پی اونم كه ميشه عاشقش باشم
مث دريای من باشه
منم چون قايقش باشم
هنوزم در پی اونم كه عمری مرهمم باشه
شريك خنده و شادی،رفيق ماتمم باشه
هنوزم در پی اونم كه عشقش سادگی باشه
نگاهای پر از مهرش پناه خستگی باشه
ميگن جوينده يابندس
ولی پاهای من خستس
منم تا با همين پاها ميرم تا حدی كه جا هست
هنوزم در پی اونم كه اشكامو روی گونم با اون دستای پر مهرش كنه پاك
و بگه جونم بگه جونم نكن گريه
منم اينجام بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخوای منم ای وای تو رو ميخوام
خدايا عشق من پاكه درسته عشقی از خاكه
منم اون عاشق خاكی كه از عشق تو دل چاكه
با وزش این باد و ریزش برگهای زرد آخرین آتش نیمه مشتعل
دلها خاموش می شود.
عشق بهاری هم چون گلی با طراوت پژمرده می شود و باد
ملایم پاییزی صفحات آنرا چون دل شاداب من پراکنده می کند.
غنچه گلهای بهاری چون لبخند شیرین دلبران فصل پاییز شکفته
و پر پر می گردد.
عشق من نیز مانند آن بلبل بالهوس سرمست که هر دم بر گلی
زیبا می نشیند با شروع خزان از هم می پاشد.
افسوس که خزان و اندوه خزان عشق به ابدیت را از قلبم می زداید
و آتش آنرا برای همیشه از دلم محو می کند.
به یاد می آورم که در پای غنچه گل سرخی آرمیده بودم گلی بر
دست داشتم و به یاد تو آنرا می بوییدم و در عالم خیال بر سینه ام
جای می دادم.اما...
بادی خشن و غضبناک گلبرگها را پر پر کرد و از دستم ربود.این باد هم
به مانند تو دلی از سنگ داشت زیرا روزی تو هم چنین جفایی در
حقم نمودی.
آتش عشق خود را نیز با آن گلها به سوی دیگر فرستادی.
آری تو و باد خزان سوزش مطبوع عشقم را به جایی بردید که در
آنجا جز خدای پاک و مقدس و الهه عشق کسی را قدرت پرواز نیست.
با کاسته شدن حرارت دل رنج کشیده ام روح و جانم از این محیط پر
شور و غوغا به مکان ساکت و آرامی خواهد رفت.
آری در آن وقت من دیگر
حزن و اندوهی در دل رنج کشیده ام نخواهم داشت!!!
http://www.porn-xxx-sex.com/
http://www.z1sex.com/
http://www.tibaco.com/proxy/
يه روز يه آباداني ميره ساندويچي ميگه: کا پيرهن داريد. ميگه نه. ميگه شلوار داريد. ميگه نه. ميگه تيشرت داريد. مغازه داره قاطي ميکنه ميگه نه بابا اينجا ساندويچيه. آبادانيه ميگه: پس چرا رو شيشه نوشتي؛ کا لباس موجود است
be ye sarbaze Amrikaei goftan chera oomadin aragh? goft emam hosein ma ro talabid goftan khob key mirid biroon ? goft har vaght emam reza betal
نه نمی خوام
نه نميخوام بگم كه لياقت عشق تو رو دارم
نمي خوام توی جنگلهاي شمال با تو قدم بزنم
نمي خوام طعم لباتو زير نم نم بارون بچشم
نمي خوام زير نور ماه به چشمهای پر رازت خيره بشم
فقط ميخوام باشی
به همين وجودت... به شنيدن صدات ... حتي به دوربودنت قناعت ميكنم
همين كه توي اين اتاق خالي بشينم و زانو هامو بغل كنم و به تو فكركنم
برام كافيه.
09371455595
| | | | | | | | | | | | | | | |
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
|