( ۱۱ )
 
 
ميثم
 
 
فربد
 
 
هانی
 
 
آراد
 
         
 
 
HAMED
 
 
اميد۰۹۱۸
 
 
عادل
 
 
معين
 
         
 
( ۹ )
         
 
 
 
 
 
 
متولدين ارديبهشت
 
ارديبهشتی ها
 
رشت
 
امام رضا
         
 

هیچ گروهی پیدا نشد.
 
گيل دخت ایران زمين
:نام و نام خانوادگی
 
۱۳۶۲/۰۲/۲۷
:تاریخ تولد
 
کارشناسی ارشد
:تحصیلات
 
ارشيتکت
:شغل
 
گیلان - رشت
:محل سکونت
 
 
elena_kh
:شناسه ایرکات
 
۱۳۸۵/۰۵/۲۵
:تاریخ عضویت
 
۰۷:۵۳ ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
:آخرین مراجعه
 
 
سراسری
:دانشگاه
 
گیلان
:واحد
 
معماری
:رشته
 
0
:سال ورودی
 
وارد نشده
:دبیرستان
 
 
:D
:شناسه یاهو
 
وارد نشده
شناسه MSN:
 
وارد نشده
:آدرس ایمیل
 
nadaram
:آدرس وب سایت/وبلاگ
 
وارد نشده
:تلفن تماس
 
 
i خرها و زنبورها22 شهریور 90 - 23:24
( 1 راي ، 5 امتیاز ) امتياز :

در چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می کردند.

روزی از روزهاخری برای خوردن علف به چمنزار می آید و مشغول خوردن می شود.

از قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گلهای کوچکش مشغول مکیدن شیره بود، می کند
و زنبور بیچاره که خود را بین دندانهای خر اسیر و مردنی می بیند، زبان خر را
نیش می زند و تا خر دهان باز می کند او نیز از لای دندانهایش بیرون می پرد.

خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد می کند، عر عر کنان و عربده کشان زنبور
را دنبال می کند.

زنبور به کندویشان پناه می برد.

به صدای عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بیرون می آید و حال و قضیه را می پرسد.

خر می گوید :

زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است باید او را بکشم.

ملکه زنبورها به سربازهایش دستور می دهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او
بیاورند. سربازها زنبور خاطی را پیش ملکه زنبورها می برند و طفلکی زنبور شرح می
دهد که برای نجات جانش از زیر دندانهای خر مجبور به نیش زدن زبانش شده است و
کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است. ملکه زنبورها وقتی حقیقت را می فهمد، از خر
عذر خواهی می کند و می گوید:

شما بفرمائید من این زنبور را مجازات می کنم.»

خر قبول نمی کند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر می کند که نه خیر این زنبور
زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم. ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور
را صادر می کند. زنبور با آه و زاری می گوید:

قربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم. آیا حکم اعدام برایم
عادلانه است ؟

ملکه زنبورها با تاسف فراوان می گوید:

می دانم که مرگ حق تو نیست. اما گناه تو این است كه با خر جماعت طرف شدی که
زبان نمی فهمد و سزای کسی که با خر طرف شود همین است
 
نيما